گنج

شمارهٔ ۱۲۹

چون پدرم باغ خلد داد به خشتیما به بهشتی فروختیم بهشتی
خاک وطن را بظلم و جور سرشتیمزانکه در او نیست مرد پاک سرشتی
ما به بهشتی شدیم ،  مسلم و ترسابهر بهشتی به کعبه ای و کنشتی
حاصل تحصیل علم و دانش ما شدیاری و جام شرابی و لب کشتی
وز نفس ما خدا بمردم ایرانطالع شومی بداد و طلعت زشتی
بیضه اسلام را بسنگ بکوبیمگر رسد از روس تخم نیم برشتی
سنگ ملامت بما اثر نکند هیچبحر نفرساید از تحمل خشتی