گنج

شمارهٔ ۱۲۰

مخور جانا فریب از گنج گیتیمشو اندوهگین از رنج گیتی
پیاده پیل گردد شاه ماتتهمی در بازی شطرنج گیتی
همه دانشوران مستند و شیداز سحر و جادو و نیرنج گیتی
دل و چشم حکیمان خیره ماندز افسون و دلال و غنج گیتی
چنان کاین مغزها را تیره داردمی و افیون و بذر البنج گیتی
نماند تا تو بشماری نفس راشبانه وز چهار و پنج گیتی
امیری دوش کرد این نکته مشهوداز آن دانای حکمت سنج گیتی
که گیتی را نیاید رنج چونانکه دیدی می نیاید گنج گیتی