گنج

شمارهٔ ۳۸ - در دانش زمین و بخشهای او از گفته پیشینیان

بتا توئی که قدت سرو باغ کاشمر استرخت بهار ختن بوستان کاشغر است
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتز بحر مُجتَث این چامه تُنگی از شکر است
چو شرق و غرب زمین خاور است و باختر استنسار «اَوْاَختر» است و بتو «دَرْاَخشتر» است
به پارسی کره خاک «گویِ چغمینی» است«میان کش» است خط استوانه که در کمر است
زمین کهنه بود ارزه و آن دگر شَوِه دانکه هر دو جای جماد و گیاه و جانور است
«ووروبَرِشْته » شمال و «ووروزِرِشْته» جنوب«زرشته» هشته به زیر و «بَرِشته» بر زبر است
زمین عامره را می‌شمر «فرادَدَه‌فَش »چنانکه «ویدِه‌دَدِه‌فش » خراب و بی اثر است
«ووروبرشته فرادده‌فش» سه بخش بودتمام شرح دهم بر تو گرچه مختصر است
نخست «بهره خاور» که بخش خاوریشبه «آنیران » نامیده گشت و مشتهر است
میانه بخشش «خنرث‌وه بومی ایران» دانچو بخشش باختر «ایران کوپژ» در نظر است
محیط غربی و شرقی «رزه‌پراگرد»ندکه یک به باختر و آن به خاوری سمر است