گنج

شمارهٔ ۱۱ - بند یازدهم - هفت خط جام جمشیدی و جز آن

رخ برافروخت همچو آیینهآن پری پیکر سمن سینه
پس ز بحر خفیف باز آورداین گهرها درون گنجینه
فاعلاتن مفاعلن فعلندر قدح کن شراب دوشینه
هفت خط داشت جام جمشیدیهر یکی در صفا چو آئینه
جور و بغداد و بصره و ازرق«اشک» و «کاسه گر» و «فرودینه»
دستخط شهان و یاره دستهم برنجن شمر تو «دستینه»
رصد اختران بود «هودِل»«غِلج» قفل است و پلکان زینه
کشک پینو و پینکی است نُعاس«کژنه» بر کفش و پیرهن پینه
می ز انگور و بَخسُم از گندم«بوزه» از جو «ترینه» ترخینه
غول و نسناس را بغامه شمرکه بود در شمار بوزینه
«له» شراب است و شرابخانه «لهر»قحبه «شلف» است و فرج «شلفینه»
هره «کو...» گُند «خایه» زب «نیمور»هم «مچاچنگ» دان تو چرمینه
هست «شبیاز» و «شب پره » خفاش«کاروانک» تَرَند و چوبینه
عید اضحی است «گوسپند کشان»روز نوروز و جمعه «آدینه»
چینه دان طیور هست «کُژاژ»دانه که‌اندران بود «چینه»
ظهر پیشین و عصر«ایوار» استبه حقیقت بود «هر آیینه»
طیلسان «تالشانه» و «پَستَک»فستقیه است و فَروَه «کُرکینه»
آهن آهین و زینت «آذین» استشیشه و آبگینه آیینه
دشمنی گر برون فتد جنگ استوَر بماند درون دل «کینه»
تهمتن رستم است و تهم دلیرمامِ سهراب بوده «تهمینه»
آنکه نازد بر استخوان پدر«داده بر بادگاه پارینه»
هفت اختر شمار «هفت اورنگ»هفت چرخ است «هفت گنجینه»
هست «یارک» مشیمه «گوزک» کعبصدر و پستان و سرزنش «سینه»
دانه‌زن، «ساحر» است و هارون «پیک»بوق «کرنا و خنب روئینه»