رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران
رباعی شمارهٔ ۱باز آ باز آ، هر آنچه هستی باز آرباعی شمارهٔ ۲یا ربّ، به محمّد و علی و زهرارباعی شمارهٔ ۳وصلِ تو کجا و منِ مهجور کجا؟رباعی شمارهٔ ۴منصورِ حلاج، آن نهنگِ دریارباعی شمارهٔ ۵وا فریادا ز عشق، وا فریادارباعی شمارهٔ ۶ای شیرِ سرافرازِ زبردست خدارباعی شمارهٔ ۷گفتم صنما لاله رخا دلدارارباعی شمارهٔ ۸گفتی که منم ماهِ نشابور سرارباعی شمارهٔ ۹هر گاه که بینی دو سه سرگردان رارباعی شمارهٔ ۱۰یارب مکن از لطف پریشان ما رارباعی شمارهٔ ۱۱گر بر درِ دیر مینشانی ما رارباعی شمارهٔ ۱۲تا چند کشم غصهٔ هر ناکس رارباعی شمارهٔ ۱۳پرسیدم ازو واسطهٔ هجران رارباعی شمارهٔ ۱۴از زهد اگر مدد دهی ایمان رارباعی شمارهٔ ۱۵تسبیح ملک را و صفا رضوان رارباعی شمارهٔ ۱۶ای دوست دوا فرست بیماران رارباعی شمارهٔ ۱۷دی شانه زد آن ماه خمِ گیسو رارباعی شمارهٔ ۱۸در کعبه اگر دل سوی غیرست تو رارباعی شمارهٔ ۱۹تا درد رسید چشمِ خونخوار تو رارباعی شمارهٔ ۲۰در دیده به جای خواب، آب است مرارباعی شمارهٔ ۲۱آن رشته که قوّتِ روانست مرارباعی شمارهٔ ۲۲یا رب ز کرَم دری برویم بگشارباعی شمارهٔ ۲۳ای دل، برِ ما مباش بی دلبرِ مارباعی شمارهٔ ۲۴آن عشق که هست جزء لاینفکِ مارباعی شمارهٔ ۲۵ای کرده غمت غارتِ هوشِ دلِ مارباعی شمارهٔ ۲۶مستغرقِ نیلِ معصیت جامهٔ مارباعی شمارهٔ ۲۷مهمانِ تو خواهم آمدن جانانارباعی شمارهٔ ۲۸من دوش دعا کردم و باد آمینارباعی شمارهٔ ۲۹گه میگردم بر آتشِ هجر کبابرباعی شمارهٔ ۳۰در رفعِ حُجُب کوش نه در جمع کُتُبرباعی شمارهٔ ۳۱برتافت عنان، صبوری از جانِ خرابرباعی شمارهٔ ۳۲کارم همه ناله و خروشست امشبرباعی شمارهٔ ۳۳از چرخِ فلک گردشِ یکسان مطلبرباعی شمارهٔ ۳۴بیطاعتِ حق، بهشت و رضوان مطَلبرباعی شمارهٔ ۳۵ای ذات و صفاتِ تو مبرّا ز عیوبرباعی شمارهٔ ۳۶ای آینهٔ حسن تو در صورتِ زیبرباعی شمارهٔ ۳۷تا زلفِ تو شاه گشت و رخسارِ تو تخترباعی شمارهٔ ۳۸تا پای تو رنجه گشت و با درد بساخترباعی شمارهٔ ۳۹مجنونِ تو کوه را ز صحرا نشناخترباعی شمارهٔ ۴۰آن روز که آتشِ محبت افروخترباعی شمارهٔ ۴۱دیشب که دلم ز تابِ هجران میسوخترباعی شمارهٔ ۴۲عشق آمد و گردِ فتنه بر جانم بیخترباعی شمارهٔ ۴۳شیریندهنی که از لبش جان میریخترباعی شمارهٔ ۴۴عشق آمد و خاکِ محنتم بر سر ریخترباعی شمارهٔ ۴۵میرفتم و خونِ دل به راهم میریخترباعی شمارهٔ ۴۶از کفرِ سر زلفِ وی ایمان میریخترباعی شمارهٔ ۴۷از نخلِ تَرَش بار چو باران میریخترباعی شمارهٔ ۴۸ای دل چو فراقش رگِ جان بگشودترباعی شمارهٔ ۴۹آن یار که عهدِ دوستداری بشکسترباعی شمارهٔ ۵۰از بارِ گنه شد تنِ مسکینم پسترباعی شمارهٔ ۵۱از کعبه رهیست تا به مقصد پیوسترباعی شمارهٔ ۵۲تیری ز کمانخانهٔ ابروی تو جَسترباعی شمارهٔ ۵۳چون نیست ز هرچه هست جز باد به دسترباعی شمارهٔ ۵۴دی طفلک خاک بیز غربال به دسترباعی شمارهٔ ۵۵کردم توبه، شکستیاش روز نخسترباعی شمارهٔ ۵۶آزادی و عشق چون همی نامد راسترباعی شمارهٔ ۵۷خیام تنت به خیمه میماند راسترباعی شمارهٔ ۵۸هرچند به طاعت تو عصیان و خطاسترباعی شمارهٔ ۵۹من بندهٔ عاصیام رضای تو کجاست؟رباعی شمارهٔ ۶۰گر طالب راه حق شوی ره پیداسترباعی شمارهٔ ۶۱غم عاشق سینهٔ بلاپرورِ ماسترباعی شمارهٔ ۶۲ما کشتهٔ عشقیم و جهان مسلخ ماسترباعی شمارهٔ ۶۳یا رب غم آن چه غیر تو در دل ماسترباعی شمارهٔ ۶۴یاد تو شب و روز قرین دل ماسترباعی شمارهٔ ۶۵گردون، کمری ز عمر فرسودهٔ ماسترباعی شمارهٔ ۶۶دوزخ شرری ز آتش سینهٔ ماسترباعی شمارهٔ ۶۷عصیان خلایق ارچه صحرا صحراسترباعی شمارهٔ ۶۸آن آتش سوزنده که عشقش لقبسترباعی شمارهٔ ۶۹از ما همه عجز و نیستی مطلوب استرباعی شمارهٔ ۷۰گویند «دل آیینهٔ آیین عجبست»رباعی شمارهٔ ۷۱گر سبحهٔ صد دانه شماری خوبسترباعی شمارهٔ ۷۲پیوسته ز من کشیدهدامن، دلِ توسترباعی شمارهٔ ۷۳دل کیست که گویم از برای غم توست؟رباعی شمارهٔ ۷۴ای دل غمِ عشق از برای من و توسترباعی شمارهٔ ۷۵ناکامیام ای دوست ز خودکامیِ توسترباعی شمارهٔ ۷۶اسرار ملک بین که به غول افتادهسترباعی شمارهٔ ۷۷ای حیدر شهسوار وقت مددسترباعی شمارهٔ ۷۸عشقم که به هر رگم غمی پیوندسترباعی شمارهٔ ۷۹نقاش رُخت ز طعنها آسودهسترباعی شمارهٔ ۸۰در عالم اگر فلک اگر ماه و خورسترباعی شمارهٔ ۸۱سوفسطایی که از خرد بیخبرسترباعی شمارهٔ ۸۲پی در گاوست و گاو در کهسارسترباعی شمارهٔ ۸۳ای برهمن آن عذار چون لاله پرسترباعی شمارهٔ ۸۴آلودهٔ دنیا جگرش ریشتر استرباعی شمارهٔ ۸۵یا رب سبب حیات حیوان بفرسترباعی شمارهٔ ۸۶یا رب تو زمانه را دلیلی بفرسترباعی شمارهٔ ۸۷ای خالق خلق رهنمایی بفرسترباعی شمارهٔ ۸۸ما را بجز این جهان، جهانی دگرسترباعی شمارهٔ ۸۹سرمایهٔ عمر آدمی یک نفسسترباعی شمارهٔ ۹۰گفتی که فلان ز یادِ ما خاموشسترباعی شمارهٔ ۹۱راه تو به هر روش که پویند خوشسترباعی شمارهٔ ۹۲دل رفت بَرِ کسی که سیماش خوشسترباعی شمارهٔ ۹۳دل بر سر عهد استوار خویشسترباعی شمارهٔ ۹۴بر شکل بتان رهزن عشاق حقسترباعی شمارهٔ ۹۵گریم زغم تو زار و گویی زرقسترباعی شمارهٔ ۹۶گنجم چو گهر در دل گنجینه شکسترباعی شمارهٔ ۹۷آن شب که مرا ز وصلت ای مه رنگسترباعی شمارهٔ ۹۸دور از تو فضای دهر بر من تنگسترباعی شمارهٔ ۹۹کردیم هر آن حیله که عقل آن دانسترباعی شمارهٔ ۱۰۰نردیست جهان که بردنش باختنسترباعی شمارهٔ ۱۰۱آوازِ در آمد بنگر یارِ منسترباعی شمارهٔ ۱۰۲تا مهر ابوتراب دمساز منسترباعی شمارهٔ ۱۰۳عشق تو بلای دل درویش منسترباعی شمارهٔ ۱۰۴از گل طبقی نهاده کین روی منسترباعی شمارهٔ ۱۰۵آنرا که فنا شیوه و فقر آیینسترباعی شمارهٔ ۱۰۶دنیا به مثل چو کوزهٔ زرین استرباعی شمارهٔ ۱۰۷دردی که ز من جان بستاند اینسترباعی شمارهٔ ۱۰۸ایزد که جهان به قبضهٔ قدرت اوسترباعی شمارهٔ ۱۰۹چشمی دارم همه پر از دیدن دوسترباعی شمارهٔ ۱۱۰دنیا به جوی وفا ندارد ای دوسترباعی شمارهٔ ۱۱۱شب آمد و باز رفتم اندر غم دوسترباعی شمارهٔ ۱۱۲عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوسترباعی شمارهٔ ۱۱۳غازی به ره شهادت اندر تک و پوسترباعی شمارهٔ ۱۱۴هرچند که آدمی ملک سیرت و خوسترباعی شمارهٔ ۱۱۵آنرا که حلال زادگی عادت و خوسترباعی شمارهٔ ۱۱۶عالم به خروش لا اله الّا هوسترباعی شمارهٔ ۱۱۷عنبر زلفی که ماه در چنبر اوسترباعی شمارهٔ ۱۱۸عقرب سر زلف یار و مه پیکر اوسترباعی شمارهٔ ۱۱۹زآن می خوردم که روح پیمانهٔ اوسترباعی شمارهٔ ۱۲۰آن مه که وفا و حسن سرمایهٔ اوسترباعی شمارهٔ ۱۲۱بر ما در وصل بسته میدارد دوسترباعی شمارهٔ ۱۲۲ما دل به غم تو بسته داریم ای دوسترباعی شمارهٔ ۱۲۳ای دوست ای دوست ای دوست ای دوسترباعی شمارهٔ ۱۲۴ای خواجه ترا غم جمال ماهسترباعی شمارهٔ ۱۲۵عارف که ز سرّ معرفت آگاهسترباعی شمارهٔ ۱۲۶در کار کس ار قرار میباید هسترباعی شمارهٔ ۱۲۷تا در نرسد وعدهٔ هر کار که هسترباعی شمارهٔ ۱۲۸در درد شکی نیست که درمانی هسترباعی شمارهٔ ۱۲۹با دل گفتم که ای دل احوال تو چیسترباعی شمارهٔ ۱۳۰پرسید ز من کسی که معشوق تو کیسترباعی شمارهٔ ۱۳۱جسمم همه اشک گشت و چشمم بگریسترباعی شمارهٔ ۱۳۲دیروز که چشم تو به من درنگریسترباعی شمارهٔ ۱۳۳عاشق نتواند که دمی بی غم زیسترباعی شمارهٔ ۱۳۴گر مرده بوم برآمده سالی بیسترباعی شمارهٔ ۱۳۵میگفتم یار و میندانستم کیسترباعی شمارهٔ ۱۳۶ای دل همه خون شوی شکیبایی چیسترباعی شمارهٔ ۱۳۷اندر همه دشت خاوران گر خاریسترباعی شمارهٔ ۱۳۸در بحر یقین که در تحقیق بسیسترباعی شمارهٔ ۱۳۹رنج مردم ز پیشی و از بیشیسترباعی شمارهٔ ۱۴۰ما عاشق و عهد جان ما مشتاقیسترباعی شمارهٔ ۱۴۱گاهی چو ملایکم سر بندگیسترباعی شمارهٔ ۱۴۲چون حاصل عمر تو فریبی و دمیسترباعی شمارهٔ ۱۴۳دردا که درین سوز و گدازم کس نیسترباعی شمارهٔ ۱۴۴در سینه کسی که راز پنهانش نیسترباعی شمارهٔ ۱۴۵در کشور عشق جای آسایش نیسترباعی شمارهٔ ۱۴۶افسوس که کس با خبر از دردم نیسترباعی شمارهٔ ۱۴۷گفتار نکو دارم و کردارم نیسترباعی شمارهٔ ۱۴۸هرگز المی چو فرقت جانان نیسترباعی شمارهٔ ۱۴۹در هجرانم قرار میباید و نیسترباعی شمارهٔ ۱۵۰گر کار تو نیکست به تدبیر تو نیسترباعی شمارهٔ ۱۵۱از درد نشان مده که در جان تو نیسترباعی شمارهٔ ۱۵۲جانا به زمین خاوران خاری نیسترباعی شمارهٔ ۱۵۳اندر همه دشت خاوران سنگی نیسترباعی شمارهٔ ۱۵۴سر تا سر دشت خاوران سنگی نیسترباعی شمارهٔ ۱۵۵گبریست در این وهم که پنهانی نیسترباعی شمارهٔ ۱۵۶دایم نه لوای عشرت افراشتنیسترباعی شمارهٔ ۱۵۷ای دیده نظر کن اگرت بیناییسترباعی شمارهٔ ۱۵۸سیمابی شد هوا و زنگاری دشترباعی شمارهٔ ۱۵۹آنرا که قضا ز خیل عشاق نوشترباعی شمارهٔ ۱۶۰هان تا تو نبندی به مراعاتش پشترباعی شمارهٔ ۱۶۱از اهل زمانه عار میباید داشترباعی شمارهٔ ۱۶۲روزم به غم جهان فرسوده گذشترباعی شمارهٔ ۱۶۳افسوس که ایام جوانی بگذشترباعی شمارهٔ ۱۶۴سِرّ سخن دوست نمییارم گفترباعی شمارهٔ ۱۶۵دل گرچه درین بادیه بسیار شتافترباعی شمارهٔ ۱۶۶آسان آسان ز خود امان نتوان یافترباعی شمارهٔ ۱۶۷آن دل که تو دیدهای ز غم خون شد و رفترباعی شمارهٔ ۱۶۸از باد صبا دلم چو بوی تو گرفترباعی شمارهٔ ۱۶۹دل عادت و خوی جنگجوی تو گرفترباعی شمارهٔ ۱۷۰آنی که ز جانم آرزوی تو نرفترباعی شمارهٔ ۱۷۱یار آمد و گفت خسته میدار دلترباعی شمارهٔ ۱۷۲علمی نه که از زمرهٔ انسان نهمترباعی شمارهٔ ۱۷۳صد شکر که گلشن صفا گشت تنترباعی شمارهٔ ۱۷۴دی زلف عبیر بیز عنبر سایترباعی شمارهٔ ۱۷۵ای قبلهٔ هرکه مقبل آمد کویترباعی شمارهٔ ۱۷۶ای مقصد خورشید پرستان رویترباعی شمارهٔ ۱۷۷زنار پرست زلف عنبر بویترباعی شمارهٔ ۱۷۸گفتم چشمت گفت که بر مست مپیچرباعی شمارهٔ ۱۷۹گر درویشی مکن تصرف در هیچرباعی شمارهٔ ۱۸۰ای در تو عیانها و نهانها همه هیچرباعی شمارهٔ ۱۸۱ای با رخت انوار مه و خور همه هیچرباعی شمارهٔ ۱۸۲حمدا لک رب نجنی منک فلاحرباعی شمارهٔ ۱۸۳رخسارهات ای تازه گل گلشن روحرباعی شمارهٔ ۱۸۴بی شک الفست احد، ازو جوی مددرباعی شمارهٔ ۱۸۵گر درد کند پای تو ای حور نژادرباعی شمارهٔ ۱۸۶در سلسلهٔ عشق تو جان خواهم دادرباعی شمارهٔ ۱۸۷هر راحت و لذتی که خلاق نهادرباعی شمارهٔ ۱۸۸در وصل ز اندیشهٔ دوری فریادرباعی شمارهٔ ۱۸۹با کوی تو هر کرا سر و کار افتدرباعی شمارهٔ ۱۹۰گر عشق دل مرا خریدار افتدرباعی شمارهٔ ۱۹۱با علم اگر عمل برابر گرددرباعی شمارهٔ ۱۹۲آن را که حدیث عشق در دل گرددرباعی شمارهٔ ۱۹۳ما را نبود دلی که خرم گرددرباعی شمارهٔ ۱۹۴دل از نظر تو جاودانی گرددرباعی شمارهٔ ۱۹۵ای صافی دعوی ترا معنی دُرْدرباعی شمارهٔ ۱۹۶دردا که درین زمانهٔ پر غم و دردرباعی شمارهٔ ۱۹۷فردا که به محشر اندر آید زن و مردرباعی شمارهٔ ۱۹۸دل صافی کن که حق به دل مینگردرباعی شمارهٔ ۱۹۹گویند که محتسب گمانی ببردرباعی شمارهٔ ۲۰۰من زنده و کس بر آستانت گذرد؟رباعی شمارهٔ ۲۰۱از چهرهٔ عاشقانهام زر باردرباعی شمارهٔ ۲۰۲از دفتر عشق هرکه فردی داردرباعی شمارهٔ ۲۰۳طالع سر عافیت فروشی داردرباعی شمارهٔ ۲۰۴دل وقت سماع بوی دلدار بَرَدرباعی شمارهٔ ۲۰۵گل از تو چراغ حسن در گلشن بُردرباعی شمارهٔ ۲۰۶شادم به دمی کز آرزویت گذردرباعی شمارهٔ ۲۰۷گر پنهان کرد عیب و گر پیدا کردرباعی شمارهٔ ۲۰۸گفتار دراز مختصر باید کردرباعی شمارهٔ ۲۰۹دردا که همه روی به ره باید کردرباعی شمارهٔ ۲۱۰قدت قدم ز بار محنت خم کردرباعی شمارهٔ ۲۱۱من بی تو دمی قرار نتوانم کردرباعی شمارهٔ ۲۱۲از واقعهای ترا خبر خواهم کردرباعی شمارهٔ ۲۱۳آن دشمن دوست بود دیدی که چه کردرباعی شمارهٔ ۲۱۴جمعیت خلق را رها خواهی کردرباعی شمارهٔ ۲۱۵خرم دل آنکه از ستم آه نکردرباعی شمارهٔ ۲۱۶عاشق چو شوی تیغ به سر باید خوردرباعی شمارهٔ ۲۱۷عارف به چنین روز کناری گیردرباعی شمارهٔ ۲۱۸من صرفه برم که بر صفم اعدا زدرباعی شمارهٔ ۲۱۹حورا به نظارهٔ نگارم صف زدرباعی شمارهٔ ۲۲۰گر غره به عمری به تبی برخیزدرباعی شمارهٔ ۲۲۱خواهی که ترا دولت ابرار رسدرباعی شمارهٔ ۲۲۲این گیدی گبر از کجا پیدا شدرباعی شمارهٔ ۲۲۳دلخسته و سینه چاک میباید شدرباعی شمارهٔ ۲۲۴از شبنم عشق خاک آدم گل شدرباعی شمارهٔ ۲۲۵تا ولولهٔ عشق تو در گوشم شدرباعی شمارهٔ ۲۲۶انواع خطا گرچه خدا میبخشدرباعی شمارهٔ ۲۲۷از لطف تو هیچ بنده نومید نشدرباعی شمارهٔ ۲۲۸صوفی به سماع دست از آن افشاندرباعی شمارهٔ ۲۲۹کی حال فتاده هرزه گردی داندرباعی شمارهٔ ۲۳۰این عمر به ابر نوبهاران ماندرباعی شمارهٔ ۲۳۱اسرار وجود خام و ناپخته بماندرباعی شمارهٔ ۲۳۲چرخ و مه و مهر در تمنای تواَندرباعی شمارهٔ ۲۳۳آنها که ز معبود خبر یافتهاندرباعی شمارهٔ ۲۳۴زان پیش که طاق چرخ اعلا زدهاندرباعی شمارهٔ ۲۳۵آن روز که نور بر ثریا بستندرباعی شمارهٔ ۲۳۶آنروز که نقش کوه و هامون بستندرباعی شمارهٔ ۲۳۷قومی ز خیال در غرور افتادندرباعی شمارهٔ ۲۳۸در تکیه قلندران چو بنگم دادندرباعی شمارهٔ ۲۳۹هوشم نه موافقان و خویشان بردندرباعی شمارهٔ ۲۴۰در دیر شدم ماحضری آوردندرباعی شمارهٔ ۲۴۱سبزی بهشت و نوبهار از تو برندرباعی شمارهٔ ۲۴۲مردان خدا ز خاکدان دگرندرباعی شمارهٔ ۲۴۳یارم همه نیش بر سر نیش زندرباعی شمارهٔ ۲۴۴آن کس که به کوه ظلم خرگاه زندرباعی شمارهٔ ۲۴۵خوبان همه صید صبح خیزان باشندرباعی شمارهٔ ۲۴۶در مدرسه اسباب عمل میبخشندرباعی شمارهٔ ۲۴۷عاشق همه دم فکر غم دوست کندرباعی شمارهٔ ۲۴۸نقاش اگر ز موی پرگار کندرباعی شمارهٔ ۲۴۹با شیر و پلنگ هرکه آمیز کندرباعی شمارهٔ ۲۵۰خواهی که خدا کار نکو با تو کندرباعی شمارهٔ ۲۵۱زآن خوبتری که کس خیال تو کندرباعی شمارهٔ ۲۵۲عاشق که تواضع ننماید چه کند؟رباعی شمارهٔ ۲۵۳دل گر ره عشق او نپوید چه کندرباعی شمارهٔ ۲۵۴نی دیده بود که جستجویش نکندرباعی شمارهٔ ۲۵۵در چنگ غم تو دل سرودی نکندرباعی شمارهٔ ۲۵۶ای باد! به خاک مصطفایت سوگندرباعی شمارهٔ ۲۵۷درویشانند هر چه هست ایشانندرباعی شمارهٔ ۲۵۸گر عدل کنی بَرِ جهانت خوانندرباعی شمارهٔ ۲۵۹گه زاهد تسبیح به دستم خوانندرباعی شمارهٔ ۲۶۰شب خیز که عاشقان به شب راز کنندرباعی شمارهٔ ۲۶۱مردان رَهَش میل به هستی نکنندرباعی شمارهٔ ۲۶۲خلقان تو ای جلال گوناگونندرباعی شمارهٔ ۲۶۳مردان تو دل به مهر گردون ننهندرباعی شمارهٔ ۲۶۴دشمن چو به ما درنگرد بد بیندرباعی شمارهٔ ۲۶۵کامل ز یکی هنر ده و صد بیندرباعی شمارهٔ ۲۶۶در عشق تو گاه بت پرستم گویندرباعی شمارهٔ ۲۶۷اول رخ خود به ما نبایست نمودرباعی شمارهٔ ۲۶۸اول که مرا عشق نگارم بربودرباعی شمارهٔ ۲۶۹رفتم به کلیسیای ترسا و یهودرباعی شمارهٔ ۲۷۰ز اول ره عشق تو مرا سهل نمودرباعی شمارهٔ ۲۷۱آن روز که بنده آوریدی به وجودرباعی شمارهٔ ۲۷۲فردا که زوال شش جهت خواهد بودرباعی شمارهٔ ۲۷۳گر ملک تو شام و گر یمن خواهد بودرباعی شمارهٔ ۲۷۴گویند به حشر گفتگو خواهد بودرباعی شمارهٔ ۲۷۵عاشق که غمش بر همه کس ظاهر بودرباعی شمارهٔ ۲۷۶آن کس که ز روی علم و دین اهل بُوَدرباعی شمارهٔ ۲۷۷زآن ناله که در بستر غم دوشم بودرباعی شمارهٔ ۲۷۸هرچند که جان عارف آگاه بُوَدرباعی شمارهٔ ۲۷۹دوشم به طرب بود نه دلتنگی بودرباعی شمارهٔ ۲۸۰بخشای بر آنکه جز تو یارش نبودرباعی شمارهٔ ۲۸۱آن وقت که این انجم و افلاک نبودرباعی شمارهٔ ۲۸۲جایی که تو باشی اثر غم نبُوَدرباعی شمارهٔ ۲۸۳عاشق به یقین دان که مسلمان نبودرباعی شمارهٔ ۲۸۴نه کس که ز جور دهر افسرده نبودرباعی شمارهٔ ۲۸۵چندانکه به کوی سلمه تارست و پودرباعی شمارهٔ ۲۸۶هر کو ز در عمر درآید برودرباعی شمارهٔ ۲۸۷عاشق که غم جان خرابش نرودرباعی شمارهٔ ۲۸۸در دل چو کجیست روی بر خاک چه سودرباعی شمارهٔ ۲۸۹در دل همه شرک و روی بر خاک چه سودرباعی شمارهٔ ۲۹۰روزی که چراغ عمر خاموش شودرباعی شمارهٔ ۲۹۱گر دشمن مردان همگی حرق شودرباعی شمارهٔ ۲۹۲گفتی که شب آیم ارچه بیگاه شودرباعی شمارهٔ ۲۹۳یا رب برهانیام ز حرمان چه شودرباعی شمارهٔ ۲۹۴آن رشته که بر لعل لبت سوده شودرباعی شمارهٔ ۲۹۵روزی که جمال دلبرم دیده شودرباعی شمارهٔ ۲۹۶تا مرد به تیغ عشق بی سر نشودرباعی شمارهٔ ۲۹۷تا دل ز علایق جهان حُر نشودرباعی شمارهٔ ۲۹۸هرگز دلم از یاد تو غافل نشودرباعی شمارهٔ ۲۹۹تا مدرسه و مناره ویران نشودرباعی شمارهٔ ۳۰۰یک ذره ز حد خویش بیرون نشودرباعی شمارهٔ ۳۰۱دلبر دل خسته رایگان میخواهدرباعی شمارهٔ ۳۰۲ار کشتن من دو چشم مستت خواهدرباعی شمارهٔ ۳۰۳دل وصل تو ای مهر گسل میخواهدرباعی شمارهٔ ۳۰۴یک نیم رخت «اَلَسْتُ مِنْکُمْ بِبَعید؟»رباعی شمارهٔ ۳۰۵آورد صبا گلی ز گلزار امیدرباعی شمارهٔ ۳۰۶گوشم چو حدیث درد چشم تو شنیدرباعی شمارهٔ ۳۰۷هرچند که دیده روی خوب تو ندیدرباعی شمارهٔ ۳۰۸معشوقهٔ خانگی به کاری نایدرباعی شمارهٔ ۳۰۹یاد تو کنم دلم به فریاد آیدرباعی شمارهٔ ۳۱۰در باغ روم کوی توام یاد آیدرباعی شمارهٔ ۳۱۱پیریم ولی چو عشق را ساز آیدرباعی شمارهٔ ۳۱۲در دوزخم ار زلف تو در چنگ آیدرباعی شمارهٔ ۳۱۳ای خواجه ز فکر گور غم میبایدرباعی شمارهٔ ۳۱۴چشمی به سحاب همنشین میبایدرباعی شمارهٔ ۳۱۵ای عشق به درد تو سری میبایدرباعی شمارهٔ ۳۱۶آسان گل باغ مدعا نتوان چیدرباعی شمارهٔ ۳۱۷جانم به لب از لعل خموش تو رسیدرباعی شمارهٔ ۳۱۸گلزار وفا ز خار من میرویدرباعی شمارهٔ ۳۱۹یا رب به دو نور دیدهٔ پیغمبررباعی شمارهٔ ۳۲۰تا چند حدیث قامت و زلف نگاررباعی شمارهٔ ۳۲۱چشمم که نداشت تاب نظارهٔ یاررباعی شمارهٔ ۳۲۲سر رشته دولت ای برادر به کف آررباعی شمارهٔ ۳۲۳هر دُر که ز بحر اشکم افتد به کناررباعی شمارهٔ ۳۲۴یا رب بگشا گره ز کار من زاررباعی شمارهٔ ۳۲۵بستان رخ تو گلستان آرد باررباعی شمارهٔ ۳۲۶گفتم: چشمم، گفت: به راهش میداررباعی شمارهٔ ۳۲۷یا رب در دل به غیر خود جا مگذاررباعی شمارهٔ ۳۲۸ناقوس نواز گر ز من دارد عاررباعی شمارهٔ ۳۲۹با یار موافق آشنایی خوشتررباعی شمارهٔ ۳۳۰یا رب به کرم بر من درویش نگررباعی شمارهٔ ۳۳۱لذات جهان چشیده باشی همه عمررباعی شمارهٔ ۳۳۲امروز منم به زور بازو مغروررباعی شمارهٔ ۳۳۳ای پشت تو گرم کرده سنجاب و سموررباعی شمارهٔ ۳۳۴ای در طلب تو عالمی در شر و شوررباعی شمارهٔ ۳۳۵خورشید چو بر فلک زند رایت نوررباعی شمارهٔ ۳۳۶گر دور فتادم از وصالت به ضروررباعی شمارهٔ ۳۳۷هر لقمه که بر خوان عوانست مخوررباعی شمارهٔ ۳۳۸در بارگه جلالت ای عذر پذیررباعی شمارهٔ ۳۳۹در بزم تو ای شوخ منم زار و اسیررباعی شمارهٔ ۳۴۰شمشیر بود ابروی آن بدر منیررباعی شمارهٔ ۳۴۱مجنون و پریشان توام دستم گیررباعی شمارهٔ ۳۴۲ای فضل تو دستگیر من، دستم گیررباعی شمارهٔ ۳۴۳گفتم که: دلم، گفت: کبابی کم گیررباعی شمارهٔ ۳۴۴آگاه بزی ای دل و آگاه بمیررباعی شمارهٔ ۳۴۵تا روی ترا بدیدم ای شمع ترازرباعی شمارهٔ ۳۴۶در خدمت تو چو صرف شد عمر درازرباعی شمارهٔ ۳۴۷در هر سحری با تو همی گویم رازرباعی شمارهٔ ۳۴۸من بودم دوش و آن بت بنده نوازرباعی شمارهٔ ۳۴۹ای سِرّ تو در سینه هر محرم رازرباعی شمارهٔ ۳۵۰گر چشم تو در مقام ناز آید بازرباعی شمارهٔ ۳۵۱دل جز ره عشق تو نپوید هرگزرباعی شمارهٔ ۳۵۲دانی که مرا یار چه گفتهست امروزرباعی شمارهٔ ۳۵۳جهدی بکن ار پند پذیری دو سه روزرباعی شمارهٔ ۳۵۴دل خسته و جان فگار و مژگان خونریزرباعی شمارهٔ ۳۵۵الله، به فریاد من بی کس رسرباعی شمارهٔ ۳۵۶ای جملهٔ بی کسان عالم را کسرباعی شمارهٔ ۳۵۷نوروز شد و جهان برآورد نفسرباعی شمارهٔ ۳۵۸دارم دلکی غمین بیامرز و مپرسرباعی شمارهٔ ۳۵۹در دل دردیست از تو پنهان که مپرسرباعی شمارهٔ ۳۶۰ای شوق تو در مذاق چندان که مپرسرباعی شمارهٔ ۳۶۱شاها ز دعای مرد آگاه بترسرباعی شمارهٔ ۳۶۲اندر صف دوستان ما باش و مترسرباعی شمارهٔ ۳۶۳ای آینهٔ ذات تو ذات همه کسرباعی شمارهٔ ۳۶۴ای واقف اسرار ضمیر همه کسرباعی شمارهٔ ۳۶۵تا در نزنی به هرچه داری آتشرباعی شمارهٔ ۳۶۶چون ذات تو منفی بود ای صاحب هشرباعی شمارهٔ ۳۶۷چون تیشه مباش و جمله بر خود متراشرباعی شمارهٔ ۳۶۸در میدان آ با سپر و ترکش باشرباعی شمارهٔ ۳۶۹گر قرب خدا میطلبی دلجو باشرباعی شمارهٔ ۳۷۰شاهیطلبی برو گدای همه باشرباعی شمارهٔ ۳۷۱چون شب برسد ز صبحخیزان میباشرباعی شمارهٔ ۳۷۲از قد بلند یار و زلف پستشرباعی شمارهٔ ۳۷۳دل جای تو شد وگرنه پر خون کنمشرباعی شمارهٔ ۳۷۴سودای توام درِ جنون میزد دوشرباعی شمارهٔ ۳۷۵دارم گنهان ز قطرهٔ باران بیشرباعی شمارهٔ ۳۷۶در خانه خود نشسته بودم دلریشرباعی شمارهٔ ۳۷۷شوخی که به دیده بود دایم جایشرباعی شمارهٔ ۳۷۸آتش به دو دست خویش بر خرمن خویشرباعی شمارهٔ ۳۷۹پیوسته مرا ز خالق جسم و عَرَضرباعی شمارهٔ ۳۸۰ای بر سر حرف این و آن نازده خطرباعی شمارهٔ ۳۸۱گشتی به وقوف بر مواقف قانعرباعی شمارهٔ ۳۸۲کی باشد و کی لباس هستی شده شقرباعی شمارهٔ ۳۸۳دل کرد بسی نگاه در دفتر عشقرباعی شمارهٔ ۳۸۴بر عود دلم نواخت یک زمزمه عشقرباعی شمارهٔ ۳۸۵ما را شدهاست دین و آیین همه عشقرباعی شمارهٔ ۳۸۶خلقان همه بر درگهت ای خالق پاکرباعی شمارهٔ ۳۸۷دامان غنای عشق پاک آمد پاکرباعی شمارهٔ ۳۸۸گر فضل کنی ندارم از عالم باکرباعی شمارهٔ ۳۸۹یا مَنْ بِکَ حاجَتی وَ روحی بِیَدَیْکرباعی شمارهٔ ۳۹۰بر چهره ندارم ز مسلمانی رنگرباعی شمارهٔ ۳۹۱تا شیر بدم شکار من بود پلنگرباعی شمارهٔ ۳۹۲در عشق تو ای نگار پر کینه و جنگرباعی شمارهٔ ۳۹۳دستی که زدی به ناز در زلف تو چنگرباعی شمارهٔ ۳۹۴پرسید کسی منزل آن مهر گسلرباعی شمارهٔ ۳۹۵درماند کسی که بست در خوبان دلرباعی شمارهٔ ۳۹۶شیدای ترا روح مقدس منزلرباعی شمارهٔ ۳۹۷ای عهد تو عهد دوستان سرِ پُلرباعی شمارهٔ ۳۹۸در باغ کجا روم که نالد بلبلرباعی شمارهٔ ۳۹۹هر نَعت که از قبیل خیرست و کمالرباعی شمارهٔ ۴۰۰ای چارده ساله مه که در حسن و جمالرباعی شمارهٔ ۴۰۱میرست زدشت خاوران لالهٔ آلرباعی شمارهٔ ۴۰۲یا رب به علی بن ابی طالب و آلرباعی شمارهٔ ۴۰۳گر با غم عشق سازگار آید دلرباعی شمارهٔ ۴۰۴هر جا که وجود کرده سیرست ای دلرباعی شمارهٔ ۴۰۵چندت گفتم که دیده بردوز ای دلرباعی شمارهٔ ۴۰۶در عشق چه به ز بردباری ای دلرباعی شمارهٔ ۴۰۷با خود در وصل تو گشودن مشکلرباعی شمارهٔ ۴۰۸با اهل زمانه آشنایی مشکلرباعی شمارهٔ ۴۰۹بر لوح عدم لوایح نور قدمرباعی شمارهٔ ۴۱۰گر پاره کنی مرا ز سر تا به قدمرباعی شمارهٔ ۴۱۱من دانگی و نیم داشتم حبهیْ کمرباعی شمارهٔ ۴۱۲از گردش افلاک و نفاق انجمرباعی شمارهٔ ۴۱۳هم در ره معرفت بسی تاختهامرباعی شمارهٔ ۴۱۴حک کردنی است آنچه بنگاشتهامرباعی شمارهٔ ۴۱۵به ستم دَم مار و دُم عقرب بستمرباعی شمارهٔ ۴۱۶گر من گنه جمله جهان کردهستمرباعی شمارهٔ ۴۱۷تب را شبخون زدم در آتش کشتمرباعی شمارهٔ ۴۱۸دیریست که تیر فقر را آماجمرباعی شمارهٔ ۴۱۹رنجورم و در دل از تو دارم صد غمرباعی شمارهٔ ۴۲۰هرچند به صورت از تو دور افتادمرباعی شمارهٔ ۴۲۱دی بر سر گور، زَلّه غارت کردمرباعی شمارهٔ ۴۲۲یا رب من اگر گناه بی حد کردمرباعی شمارهٔ ۴۲۳تا چند به گرد سر ایمان گردمرباعی شمارهٔ ۴۲۴عودم چو نبود چوب بید آوردمرباعی شمارهٔ ۴۲۵اندوه تو از دل حزین میدزدمرباعی شمارهٔ ۴۲۶گر خاک تویی خاک ترا خاک شدمرباعی شمارهٔ ۴۲۷اندر طلب یار چو مردانه شدمرباعی شمارهٔ ۴۲۸آنان که به نام نیک میخوانندمرباعی شمارهٔ ۴۲۹چونان شدهام که دید نتوانندمرباعی شمارهٔ ۴۳۰گر خلق چنانکه من منم دانندمرباعی شمارهٔ ۴۳۱آن دم که حدیث عاشقی بشنودمرباعی شمارهٔ ۴۳۲عمری به هوس باد هویٰ پیمودمرباعی شمارهٔ ۴۳۳من از تو جدا نبودهام تا بودمرباعی شمارهٔ ۴۳۴هرگز نبود شکست کس مقصودمرباعی شمارهٔ ۴۳۵در وصل تو پیوسته به گلشن بودمرباعی شمارهٔ ۴۳۶در کوی تو من سوخته دامن بودمرباعی شمارهٔ ۴۳۷یک چند دویدم و قدم فرسودمرباعی شمارهٔ ۴۳۸ز آمیزش جان و تن تویی مقصودمرباعی شمارهٔ ۴۳۹در خواب جمال یار خود میدیدمرباعی شمارهٔ ۴۴۰روزی ز پی گلاب میگردیدمرباعی شمارهٔ ۴۴۱دیشب که به کوی یار میگردیدمرباعی شمارهٔ ۴۴۲گر در سفرم تویی رفیق سفرمرباعی شمارهٔ ۴۴۳از هجر تو ای نگار اندر نارمرباعی شمارهٔ ۴۴۴گر دست تضرع به دعا بردارمرباعی شمارهٔ ۴۴۵یا رب چو به وحدتت یقین میدارمرباعی شمارهٔ ۴۴۶از خاک درت رَخت اقامت نبرمرباعی شمارهٔ ۴۴۷آزردهترم گرچه کمآزارترمرباعی شمارهٔ ۴۴۸جهدی بکنم که دل ز جان برگیرمرباعی شمارهٔ ۴۴۹ساقی اگرم مِیْ ندهی میمیرمرباعی شمارهٔ ۴۵۰نه از سر کار با خلل میترسمرباعی شمارهٔ ۴۵۱تا ظن نبری کز آن جهان میترسمرباعی شمارهٔ ۴۵۲مشهود و خفی چو گنج دقیانوسمرباعی شمارهٔ ۴۵۳عیبم مکن ای خواجه اگر می نوشمرباعی شمارهٔ ۴۵۴یا رب ز گناه زشت خود منفعلمرباعی شمارهٔ ۴۵۵یک روز بیوفتی تو در میدانمرباعی شمارهٔ ۴۵۶از جملهٔ دردهای بیدرمانمرباعی شمارهٔ ۴۵۷زآن دم که قرین محنت و افغانمرباعی شمارهٔ ۴۵۸بیمهری آن بهانهجو میدانمرباعی شمارهٔ ۴۵۹رویت بینم چو چشم را باز کنمرباعی شمارهٔ ۴۶۰عشق تو ز خاص و عام پنهان چه کنمرباعی شمارهٔ ۴۶۱بی روی تو رای استقامت نکنمرباعی شمارهٔ ۴۶۲از بیم رقیب طوف کویت نکنمرباعی شمارهٔ ۴۶۳با چشم تو یاد نرگسِ تر نکنمرباعی شمارهٔ ۴۶۴با درد تو اندیشهٔ درمان نکنمرباعی شمارهٔ ۴۶۵یادت کنم ار شاد و اگر غمگینمرباعی شمارهٔ ۴۶۶آن بخت ندارم که به کامت بینمرباعی شمارهٔ ۴۶۷تا بردی ازین دیار تشریف قدومرباعی شمارهٔ ۴۶۸غمناکم و از کوی تو با غم نرومرباعی شمارهٔ ۴۶۹هرچند گهی ز عشق بیگانه شومرباعی شمارهٔ ۴۷۰یا رب تو چنان کن که پریشان نشومرباعی شمارهٔ ۴۷۱هیهات که باز بوی می میشنومرباعی شمارهٔ ۴۷۲دانی که چهها چهها چهها میخواهم؟رباعی شمارهٔ ۴۷۳ای دوست طواف خانهات میخواهمرباعی شمارهٔ ۴۷۴نی باغ به بستان نه چمن میخواهمرباعی شمارهٔ ۴۷۵سرمایهٔ غم ز دست آسان ندهمرباعی شمارهٔ ۴۷۶در کوی تو سر در سر خنجر بنهمرباعی شمارهٔ ۴۷۷دارم ز خدا خواهش جنات نعیمرباعی شمارهٔ ۴۷۸دی تازه گلی ز گلشن آورد نسیمرباعی شمارهٔ ۴۷۹مابین دو عین یار از نون تا میمرباعی شمارهٔ ۴۸۰با یاد تو با دیدهٔ تر میآیمرباعی شمارهٔ ۴۸۱چون دایره ما ز پوستپوشان توایمرباعی شمارهٔ ۴۸۲هرچند ز کار خود خبردار نهایمرباعی شمارهٔ ۴۸۳افسوس که ما عاقبت اندیش نهایمرباعی شمارهٔ ۴۸۴ما در ره سودای تو منزل کردیمرباعی شمارهٔ ۴۸۵هرچند که دل به وصل شادان کردیمرباعی شمارهٔ ۴۸۶ما طی بساط ملک هستی کردیمرباعی شمارهٔ ۴۸۷جانا من و تو نمونهٔ پرگاریمرباعی شمارهٔ ۴۸۸ما با می و مستی سر تقوی داریمرباعی شمارهٔ ۴۸۹شمعم که همه نهان فرو میگریمرباعی شمارهٔ ۴۹۰ما جز به غم عشق تو سر نفرازیمرباعی شمارهٔ ۴۹۱در مصطبها درد کشان ما باشیمرباعی شمارهٔ ۴۹۲یک جو غم ایام نداریم خوشیمرباعی شمارهٔ ۴۹۳ببرید ز من نگار هم خانگیمرباعی شمارهٔ ۴۹۴من لایق عشق و درد عشق تو نیَمرباعی شمارهٔ ۴۹۵ما قبلهٔ طاعت آن دو رو میدانیمرباعی شمارهٔ ۴۹۶در حضرت پادشاه دوران ماییمرباعی شمارهٔ ۴۹۷افتاده منم به گوشهٔ بیتِ حَزَنرباعی شمارهٔ ۴۹۸ای دوست ترا به جملگی گشتم منرباعی شمارهٔ ۴۹۹بگریختم از عشق تو ای سیمین تنرباعی شمارهٔ ۵۰۰فریاد ز دست فلک بی سر و بنرباعی شمارهٔ ۵۰۱ای خالق ذوالجلال وحی رحمانرباعی شمارهٔ ۵۰۲جانست و زبانست زبان دشمن جانرباعی شمارهٔ ۵۰۳چندین چه زنی نظاره گرد میدانرباعی شمارهٔ ۵۰۴رفتم به طبیب و گفتم از درد نهانرباعی شمارهٔ ۵۰۵رویت دریای حسن و لعلت مرجانرباعی شمارهٔ ۵۰۶فریاد و فغان که باز در کوی مغانرباعی شمارهٔ ۵۰۷هستی به صفاتی که درو بود نهانرباعی شمارهٔ ۵۰۸آن دوست که هست عشق او دشمن جانرباعی شمارهٔ ۵۰۹یا رب ز قناعتم توانگر گردانرباعی شمارهٔ ۵۱۰یا رب ز دو کون بینیازم گردانرباعی شمارهٔ ۵۱۱یا رب ز کمالِ لطف خاصم گردانرباعی شمارهٔ ۵۱۲در درویشی هیچ کم و بیش مدانرباعی شمارهٔ ۵۱۳دارم گله از درد نه چندان چندانرباعی شمارهٔ ۵۱۴دنیا گذران، محنت دنیا گذرانرباعی شمارهٔ ۵۱۵یا رب تو مرا به یار دمساز رسانرباعی شمارهٔ ۵۱۶بر گوش دلم ز غیب آواز رسانرباعی شمارهٔ ۵۱۷قومی که حقست قبلهٔ همتشانرباعی شمارهٔ ۵۱۸فریاد ز شب روی و شب رنگیشانرباعی شمارهٔ ۵۱۹رخسار تو بی نقاب دیدن نتوانرباعی شمارهٔ ۵۲۰بحریست وجود جاودان موج زنانرباعی شمارهٔ ۵۲۱با گلرخ خویش گفتم: ای غنچه دهانرباعی شمارهٔ ۵۲۲حاصل ز در تو دایما کام جهانرباعی شمارهٔ ۵۲۳بنگر به جهان سِرّ الهی پنهانرباعی شمارهٔ ۵۲۴چون حق به تفاصیل شئون گشت بیانرباعی شمارهٔ ۵۲۵سودت نکند به خانه دَرْبِنشستنرباعی شمارهٔ ۵۲۶پل بر زبر محیط قلزم بستنرباعی شمارهٔ ۵۲۷از ساحت دل غبار کثرت رُفتنرباعی شمارهٔ ۵۲۸عشق آن صفتی نیست که بتوان گفتنرباعی شمارهٔ ۵۲۹از باده به روی شیخ رنگ آوردنرباعی شمارهٔ ۵۳۰تا لعل تو دلفروز خواهد بودنرباعی شمارهٔ ۵۳۱سهلست مرا بر سر خنجر بودنرباعی شمارهٔ ۵۳۲دنیا نسزد ازو مشوش بودنرباعی شمارهٔ ۵۳۳در راه خدا حجاب شد یک سوزنرباعی شمارهٔ ۵۳۴یا رب تو زخواب ناز بیدارش کنرباعی شمارهٔ ۵۳۵یک لحظه چراغ آرزوها پف کنرباعی شمارهٔ ۵۳۶خواهی که کسی شوی ز هستی کم کنرباعی شمارهٔ ۵۳۷یا رب تو به فضل مشکلم آسان کنرباعی شمارهٔ ۵۳۸یا رب نظری بر من سرگردان کنرباعی شمارهٔ ۵۳۹ای غم گذری به کوی بدنامان کنرباعی شمارهٔ ۵۴۰ای نُه دِلِهٔ دَه دِلِه هر دَه یِله کنرباعی شمارهٔ ۵۴۱در درگه ما دوستی یک دِله کنرباعی شمارهٔ ۵۴۲ای شمع چو ابر گریه و زاری کنرباعی شمارهٔ ۵۴۳ای ناله گرت دمیست اظهاری کنرباعی شمارهٔ ۵۴۴گفتم که: رخم به رنگ چون کاه مکنرباعی شمارهٔ ۵۴۵درویشی کن قصد درِ شاه مکنرباعی شمارهٔ ۵۴۶افعال بدم ز خلق پنهان میکنرباعی شمارهٔ ۵۴۷عاشق من و دیوانه من و شیدا منرباعی شمارهٔ ۵۴۸ای چشم من از دیدن رویت روشنرباعی شمارهٔ ۵۴۹ای عشق تو مایهٔ جنون دل منرباعی شمارهٔ ۵۵۰شد دیده به عشق رهنمون دل منرباعی شمارهٔ ۵۵۱ای زلف مسلسلت بلای دل منرباعی شمارهٔ ۵۵۲بختی نه که با دوست درآمیزم منرباعی شمارهٔ ۵۵۳ای آنکه تو راست عار از دیدن منرباعی شمارهٔ ۵۵۴ای گشته سراسیمه به دریای تو منرباعی شمارهٔ ۵۵۵اسرار ازل را نه تو دانی و نه منرباعی شمارهٔ ۵۵۶زد شعله به دل آتش پنهانی منرباعی شمارهٔ ۵۵۷سلطان گوید که نقد گنجینهٔ منرباعی شمارهٔ ۵۵۸رازی که به شب لب تو گوید با منرباعی شمارهٔ ۵۵۹دارم ز جفای فلک آینهگونرباعی شمارهٔ ۵۶۰شوریده دلی و غصه گردون گردونرباعی شمارهٔ ۵۶۱فریاد ز دست فلک آینهگونرباعی شمارهٔ ۵۶۲تا گرد رخ تو سنبل آمد بیرونرباعی شمارهٔ ۵۶۳در راه یگانگی نَه کفرست و نَه دینرباعی شمارهٔ ۵۶۴گر سقف سپهر گردد آیینهٔ چینرباعی شمارهٔ ۵۶۵گر صفحهٔ فولاد شود روی زمینرباعی شمارهٔ ۵۶۶ای در همه شان ذات تو پاک از شَیْنرباعی شمارهٔ ۵۶۷یا رب به رسالت رسول الثقلینرباعی شمارهٔ ۵۶۸بر ذره نشینم بچمد تختم بینرباعی شمارهٔ ۵۶۹هان یاران هوی و ها جوانمردان هورباعی شمارهٔ ۵۷۰دورم اگر از سعادت خدمت تورباعی شمارهٔ ۵۷۱ای آینه را داده جلا صورت تورباعی شمارهٔ ۵۷۲جان و دل من فدای خاک در تورباعی شمارهٔ ۵۷۳ای گشته جهان تشنهٔ پر آب از تورباعی شمارهٔ ۵۷۴ای شعلهٔ طور طور پر نور از تورباعی شمارهٔ ۵۷۵ای سبزی سبزهٔ بهاران از تورباعی شمارهٔ ۵۷۶ای رونق کیش بتپرستان از تورباعی شمارهٔ ۵۷۷ابریست که خونِ دیده بارد غم تورباعی شمارهٔ ۵۷۸از دیدهٔ سنگ خون چکاند غم تورباعی شمارهٔ ۵۷۹ای پیر و جوان دهر شاد از غم تورباعی شمارهٔ ۵۸۰ای نالهٔ پیر قرطه پوش از غم تورباعی شمارهٔ ۵۸۱ای آمده کار من به جان از غم تورباعی شمارهٔ ۵۸۲ای نالهٔ پیر خانقاه از غم تورباعی شمارهٔ ۵۸۳ای خالق ذوالجلال و ای رحمان تورباعی شمارهٔ ۵۸۴ای کعبه پرست چیست کین من و تورباعی شمارهٔ ۵۸۵هرچند که یار سر گرانست به تورباعی شمارهٔ ۵۸۶ای در دل من اصل تمنا همه تورباعی شمارهٔ ۵۸۷ای در دل و جان صورت و معنی همه تورباعی شمارهٔ ۵۸۸شبهای دراز ای دریغا بی تورباعی شمارهٔ ۵۸۹درد دل من دواش میدانی تورباعی شمارهٔ ۵۹۰ای شمع دلم قامت سنجیدهٔ تورباعی شمارهٔ ۵۹۱من میشنوم که مینبخشایی تورباعی شمارهٔ ۵۹۲ما را نبود دلی که کار آید از اورباعی شمارهٔ ۵۹۳زلفش بکشی شب دراز آید ازورباعی شمارهٔ ۵۹۴عشقست که شیر نر زبون آید ازورباعی شمارهٔ ۵۹۵ابر از دهقان که ژاله میروید ازورباعی شمارهٔ ۵۹۶سودای سر بیسر و سامان یک سورباعی شمارهٔ ۵۹۷ای دل چو فراق یار دیدی خون شورباعی شمارهٔ ۵۹۸ای در صفت ذات تو حیران که و مهرباعی شمارهٔ ۵۹۹اندر شش و چار غایب آید ناگاهرباعی شمارهٔ ۶۰۰ای خاک نشین درگه قدر تو ماهرباعی شمارهٔ ۶۰۱ای زاهد و عابد از تو در ناله و آهرباعی شمارهٔ ۶۰۲اینک سر کوی دوست اینک سر راهرباعی شمارهٔ ۶۰۳معمورهٔ دل به علم آراسته بهرباعی شمارهٔ ۶۰۴در گفتن ذکر حق زبان از همه بهرباعی شمارهٔ ۶۰۵از مردم صدرنگ سیه پوشی بهرباعی شمارهٔ ۶۰۶از هرچه نه از بهر تو کردم توبهرباعی شمارهٔ ۶۰۷از بس که شکستم و ببستم توبهرباعی شمارهٔ ۶۰۸جز وصل تو دل به هر چه بستم توبهرباعی شمارهٔ ۶۰۹چشمم که سرشک لالهگون آوردهرباعی شمارهٔ ۶۱۰ای نیک نکرده و بدیها کردهرباعی شمارهٔ ۶۱۱زاهد خوشدل که ترک دنیا کردهرباعی شمارهٔ ۶۱۲گر جا به حرم ور به کلیسا کردهرباعی شمارهٔ ۶۱۳بحریست نه کاهنده نه افزایندهرباعی شمارهٔ ۶۱۴افسوس که عمر رفت بر بیهودهرباعی شمارهٔ ۶۱۵ما درویشان نشسته در تنگ درهرباعی شمارهٔ ۶۱۶تا کی ز جهان پر گزند اندیشهرباعی شمارهٔ ۶۱۷هجران ترا چو گرم شد هنگامهرباعی شمارهٔ ۶۱۸دنیا طلبان ز حرص مستند همهرباعی شمارهٔ ۶۱۹ای چشم تو چشم چشمه هر چشم همهرباعی شمارهٔ ۶۲۰چون باز سفید در شکاریم همهرباعی شمارهٔ ۶۲۱ای روی تو مهر عالم آرای همهرباعی شمارهٔ ۶۲۲سودا به سرم همچو پلنگ اندر کوهرباعی شمارهٔ ۶۲۳هستی که ظهور میکند در همه شیئرباعی شمارهٔ ۶۲۴ای خالق ذوالجلال و ای بار خدایرباعی شمارهٔ ۶۲۵دارم صنم چهره برافروختهایرباعی شمارهٔ ۶۲۶من کیستم آتش به دل افروختهایرباعی شمارهٔ ۶۲۷آنم که توام ز خاک برداشتهایرباعی شمارهٔ ۶۲۸ای غم که حجاب صبر بشکافتهایرباعی شمارهٔ ۶۲۹من کیستم؟ از خویش به تنگ آمدهایرباعی شمارهٔ ۶۳۰یا پست و بلند دهر را سرکوبیرباعی شمارهٔ ۶۳۱یا سرکشی سپهر را سرکوبیرباعی شمارهٔ ۶۳۲عهدی به سر زبان خود بربستیرباعی شمارهٔ ۶۳۳غم جمله نصیب چرخ خَم بایستیرباعی شمارهٔ ۶۳۴زلفت سیمست و مشک را کان گشتیرباعی شمارهٔ ۶۳۵ای شیر خدا امیر حیدر فتحیرباعی شمارهٔ ۶۳۶در کوی خودم مسکن و ماوا دادیرباعی شمارهٔ ۶۳۷اول همه جام آشنایی دادیرباعی شمارهٔ ۶۳۸ای شاه ولایت دو عالم مددیرباعی شمارهٔ ۶۳۹من کیستم از قید دو عالم فردیرباعی شمارهٔ ۶۴۰از چهره همه خانه منقش کردیرباعی شمارهٔ ۶۴۱عشقم دادی ز اهل دردم کردیرباعی شمارهٔ ۶۴۲با فاقه و فقر همنشینم کردیرباعی شمارهٔ ۶۴۳ای دیده مرا عاشق یاری کردیرباعی شمارهٔ ۶۴۴ای دل تا کی مصیبت افزا گردیرباعی شمارهٔ ۶۴۵ای آنکه به گرد شمع دود آوردیرباعی شمارهٔ ۶۴۶ای چرخ بسی لیل و نهار آوردیرباعی شمارهٔ ۶۴۷ای کاش مرا به نفت آلایندیرباعی شمارهٔ ۶۴۸ای خالق ذوالجلال هر جانوریرباعی شمارهٔ ۶۴۹دستی نه که از نخل تو چینم ثمریرباعی شمارهٔ ۶۵۰هنگام سپیدهدم خروس سحریرباعی شمارهٔ ۶۵۱ای ذات تو در صفات اعیان ساریرباعی شمارهٔ ۶۵۲عالم بود ار نهای ز عبرت عاریرباعی شمارهٔ ۶۵۳یا رب یا رب کریمی و غفاریرباعی شمارهٔ ۶۵۴گیرم که هزار مصحف از بر داریرباعی شمارهٔ ۶۵۵ای شمع نمونهای ز سوزم داریرباعی شمارهٔ ۶۵۶چون گل، به گلاب شسته رویی داریرباعی شمارهٔ ۶۵۷ای دل، برِ دوست تحفه جز جان نبریرباعی شمارهٔ ۶۵۸پیوسته تو دل ربودهای معذوریرباعی شمارهٔ ۶۵۹یا شاه تویی آنکه خدا را شیریرباعی شمارهٔ ۶۶۰یا گردن روزگار را زنجیریرباعی شمارهٔ ۶۶۱از کبر مدار هیچ در دل هوسیرباعی شمارهٔ ۶۶۲ای در سر هر کس از خیالت هوسیرباعی شمارهٔ ۶۶۳گر شهره شوی به شهر شرّالناسیرباعی شمارهٔ ۶۶۴تا نگذری از جمع به فردی نرسیرباعی شمارهٔ ۶۶۵گه شانه کش طرهٔ لیلا باشیرباعی شمارهٔ ۶۶۶مآزار دلی را که تو جانش باشیرباعی شمارهٔ ۶۶۷جان چیست؟ غم و درد و بلا را هدفیرباعی شمارهٔ ۶۶۸بگشود نگارِ من نقاب از طرفیرباعی شمارهٔ ۶۶۹وصّافی خود به رغم حاسد تا کیرباعی شمارهٔ ۶۷۰ای دل، ز شرابِ جهل مستی تا کِی؟رباعی شمارهٔ ۶۷۱ای آنکه به کُنهت نرسد اِدراکیرباعی شمارهٔ ۶۷۲ای از تو به باغ، هر گُلی را رنگیرباعی شمارهٔ ۶۷۳تا بتوانی بِکَش به جان، بارِ دلیرباعی شمارهٔ ۶۷۴از دردِ تو نیست چشمِ خالی ز نَمیرباعی شمارهٔ ۶۷۵بیپا و سرانِ دشتِ خونآشامیرباعی شمارهٔ ۶۷۶دل، داغِ تو دارد ارنه بفروختمیرباعی شمارهٔ ۶۷۷حقا که اگر چو مرغ پر داشتمیرباعی شمارهٔ ۶۷۸هستی که عیان نیست روان در شانیرباعی شمارهٔ ۶۷۹گر در طلب گوهر کانی کانیرباعی شمارهٔ ۶۸۰میدانِ فراخ و مردِ میدانی نِیرباعی شمارهٔ ۶۸۱دردی داریم و سینهٔ بریانیرباعی شمارهٔ ۶۸۲گر طاعت خود نقش کنم بر نانیرباعی شمارهٔ ۶۸۳نزدیکان را بیش بود حیرانیرباعی شمارهٔ ۶۸۴نزدیکان را بیش بود حیرانیرباعی شمارهٔ ۶۸۵ای آنکه دوایِ دردمندان دانیرباعی شمارهٔ ۶۸۶آنی تو که حالِ دلِ نالان دانیرباعی شمارهٔ ۶۸۷گفتی که به وقت مجلس افروختنیرباعی شمارهٔ ۶۸۸ما را به سر چاه بری دست زنیرباعی شمارهٔ ۶۸۹تا چند سخن تراشی و رنده زنی؟رباعی شمارهٔ ۶۹۰ای واحِدِ بیمِثال، مَعْبودِ غَنْیرباعی شمارهٔ ۶۹۱خواهی چو خلیل، کعبه، بنیاد کُنیرباعی شمارهٔ ۶۹۲گر زانکه هزار بنده آزاد کنیرباعی شمارهٔ ۶۹۳ای آنکه سِپِهْر را پُر از اَبْر کُنیرباعی شمارهٔ ۶۹۴ای خوانده تو را خدا وَلْی، اَدْرِکْنیرباعی شمارهٔ ۶۹۵یاقوت ز دیده ریختم تا چه کُنیرباعی شمارهٔ ۶۹۶دنیایِ دَنیِّ پُرهَوَس را چه کُنی؟رباعی شمارهٔ ۶۹۷تا ترک علایق و عوایق نکنیرباعی شمارهٔ ۶۹۸یا رب در خلق تکیهگاهم نکنیرباعی شمارهٔ ۶۹۹گر در یمنی چو با منی پیش منیرباعی شمارهٔ ۷۰۰از سادگی و سلیمی و مسکینیرباعی شمارهٔ ۷۰۱باز آی که تا صدق نیازم بینیرباعی شمارهٔ ۷۰۲ای دل اگر آن عارض دلجو بینیرباعی شمارهٔ ۷۰۳ای در خم چوگان تو سرها شده گویرباعی شمارهٔ ۷۰۴هان مردان هان و هان جوانمردان هویرباعی شمارهٔ ۷۰۵در کوی تو میدهند جانی به جویرباعی شمارهٔ ۷۰۶تحقیق معانی ز عبارات مجویرباعی شمارهٔ ۷۰۷در ظلمت حیرت ار گرفتار شویرباعی شمارهٔ ۷۰۸در مدرسه گرچه دانشاندوز شویرباعی شمارهٔ ۷۰۹گر صید عدم شوی ز خود رسته شویرباعی شمارهٔ ۷۱۰از هستی خویش تا پشیمان نشویرباعی شمارهٔ ۷۱۱آمد بر من قاصد آن سرو سهیرباعی شمارهٔ ۷۱۲تا تو هوس خدای از سر ننهیرباعی شمارهٔ ۷۱۳دنیا راهی بهشت منزلگاهیرباعی شمارهٔ ۷۱۴ای دلبرِ عیسینفسِ ترسایی!رباعی شمارهٔ ۷۱۵پاکی و منزهی و بی همتاییرباعی شمارهٔ ۷۱۶گفتم که کرایی تو بدین زیباییرباعی شمارهٔ ۷۱۷بردارم دل گر از جهان فرماییرباعی شمارهٔ ۷۱۸آنجا که ببایی نه پدیدی گوییرباعی شمارهٔ ۷۱۹آیینه صفت به دست او نیکوییرباعی شمارهٔ ۷۲۰ای آنکه بر آرنده حاجات توییرباعی شمارهٔ ۷۲۱ای آنکه گشایندهٔ هر بند توییرباعی شمارهٔ ۷۲۲سبحانالله به هر غمی یار توییرباعی شمارهٔ ۷۲۳الله تویی وز دلم آگاه توییرباعی شمارهٔ ۷۲۴ای آنکه به ملک خویش پاینده تویی