بخش ۷۳
پیر طریقت گوید: خدایا نور دیده آشنایانی روز دولت عارفانی چراغ دل مریدانی و انس جان غریبانی آسایش سینه محبانی نهایت همت قاصدانی مهربانا حاضر نفس واجدانی سبب دهشت والهانی نه بچیزی مانی که گویم چنانی آنی که خود گفتی و چنانکه گفتی آنی جانهای جوانمردان را عیانی و از دیده ها امروز نهانی
اگر نشان آشنائی راست است هرچه از دوست رسد احسان است و اگر این دعوی را معنی است شادی و رنج و غم در آن یکسان است که:
خود را مبینید که خود بینی را روی نیست خود را منکارید که خود نکاری را رأی نیست و خود را مپسندید که خودپسندی را شرط نیست