بخش ۲۱
پیر طریقت گوید: آن سر سر حق است و این مردمان صاحب اسرار در پیش کعبه ظاهر بادیه مردم خواراست و در پیش کعبه باطن بادیه اندوه و تیمار
عالمی در وادی عشق تو سرگردان شدندتا که یابد بر در کعبه قبولت بر و بار
آن کعبه قبله معاملت است و این کعبه قبله مشاهدت و آن موجب مکاشفت واین مقتضی معانیت آن درگاه عزت و عظمت و این بارگاه لطف و مرحمت
کز نباشد قبله عالم مراقبله من کوی معشوقست و بس
در زیارت آن کعبه ازار و رداء معلوم است و در زیارت این کعبه ازار تفرید و رداء تجرید است احرام آن لبیک زبان است و احرام این بیزاری از هر دو جهان است
لبیک عاشقان به از احرام حاجیانکانیست سوی کعبه و آنست سوی دوست
کعبه کجا برم چه برم راه بادیهکعبه است کوی دلبر و قبله است روی دوست
بر شاخ طرب هزار دستان توایمدلبسته بدان نغمه دوستان توایم
از دست مده که زیر دستان توایمبگذار گناه ما که مستان توایم
دل زان خواهم که بر تو نگزیند کسجان زان که نه زو بی غم عشق تو نفس
تن زان که به جز مهر تواش نیست هوسچشم از پی آنکه خود تو را بیند و بس