مناجات شمارهٔ ۲۴۴
الهی گاهی که بخود می نگرم همه سوز و نیاز شوم و گاهی که با ا و نگرم همه راز و ناز شوم، چون بخود نگرم گویم :
پر آب دو دیده و بس آتش جگرمبر باد دو دستم و پر از خاک سرم
چون باو نگرم گویم :
چه کند عرش که او غاشیه من نکشدچون بدل غاشیه حکم وقضای تو کشم
بوی جان آیدم از لب که حدیث تو کنمشاخ عز رویدم از دل که بلای تو کشم