مناجات شمارهٔ ۲۳۴
الهی دانی که من به خود به این ورزم و نه بکفایت خود شمع هدایت افروزم از من چه آید ؟ و از کردار من چه گشاید طاعت من به توفیق تو خدمت بهدایت تو، توبهٔ من برعایت تو، شکر من بانعام تو، ذکر من بالهام تو همه تویی من کیم اگر فضل تو نباشد من چه ام.
هر که او را دلی و جانی بودشد بمیدان عاشقی گویش
کشته گشتند عاشقان و هنوزنشنیده است هیچکس بویش
رحلت عاشقان زهر سوییهست از قصد دل مگر سویش