گنج

مخاطبات

مخاطبهٔ اول - در تقریب و ترغیب بارتکاب سعادات اخروی و تبعد و اجتناب از مطالب دنیویای عزیز بدانکه سرمایه نجات رحمت است و بهترین درجات آخرتستمخاطبهٔ دوم - در اختصاص دوستی حقتعالی باخلاص و خلاصه حقیقت محبت خاص الخاصای عزیز دنیا جای ابتلا و آزمایش است نه جای فراغت و آسایش است و عقبی مأوای پرستش و کاوش استمخاطبهٔ سوم - در ذکر مراتب درویشی و عاقبت اندیشی و بیاد حقیقت بیخودی و اختیار بی خویشیای عزیز مایه دولت ابدی آخرت اندیشی است و سلطنت اصل در سلوک درویشی است، توانگر به نعمت دنیا نازد و درویش با (نحن قسمنا) سازدمخاطبهٔ چهارم - در ذکر مراتب نیکوئی وصفت دلنوازی و بیان منزلت دل و بوسیله او جستن چاره سازیای عزیز نیکوئی نمودن بدلها ره یافتن است و دل نوازی کردن به خشنودی شتافتن استمخاطبهٔ پنجم - در بیان فضیلت عشق و درجه عاشق صادق و معشوق حقیقیهر کس داند که حقیقت چیست داند که عشق کدام است و عاشق کیستمخاطبهٔ ششم - در بیان توحید حق و کیفیت محب محقق و اخلاص مطلق و صدق موثقای عزیز توحید نه همین است که کسی او را یگانه داند توحید آنست که او را یگانه باشدمخاطبهٔ هفتم - در ذکر سلوک و آداب عارف و بیان وظایف ارباب معارفای عزیز هر که دانست که خالق در حق خلق تقصیر نکرد از بد پاک شد و هر که دانست که قسام قسمت روزی بدنکرد از حسد پاک شد طومار قسمت بیک خط است و گفتار آدمی سقط استمخاطبهٔ هشتم - در مراتب دین و اسلام و ایمان و صفت پرهیزگاری و شریعت و فضیلت آنای عزیز طالبان حق چون قصد عبادت کنند و روی توجه به قبله طاعت آرند اول به آب توبه دست از طمع دنیا بشویند و به تجرعات استغفار از شک و شرک مضمضه جویند و بروایح نفحات صدق استنشاق نمایند و به شراب طهور اخلاص وضو سازند و به فکر او قیام و قعود دارند و بذکر او رکوع و سجود شمارندمخاطبهٔ نهم - در ذکر کیفیت و روش اهل طریقت و مراتب حقیقت و رجحان شریعت بر حقیقتای عزیز باید دانست که اهل الله را دو نوع طریقتست یکی طریقه شریعت و یکی طریقه حقیقت است اما همت بر تحصیل هر دو باید گماشت و شریعت را مقدم بر حقیقت باید داشت چه مرتبه شریعت از مرتبه حقیقت زیاده است ازاین جهت که خدایتعالی بنای حقیقت را بر شریعت نهاده شریعت میفرماید که پاک دامن باش و حقیقت می گوید با من باش شریعت در حقیقت و حقیقت در شریعت نهان استمخاطبهٔ دهم - در ذکر طاعت و معرفت ربانی و بصبر و شکیبائی اقتباس عنایت یزدانیای عزیز خوش راهیست آنچه از ماه تابماهی است و دانه او معرفت الهی است لاجرم بر همه واجبست که با ستسعاد غیرت نفس خود را ارشاد کند و باستمداد جرأت همت استعداد کند و تخم معرفت و عبادت حق بر زمین دل پا شد و از اهتمام اولمحه ئی خالی نباشد و به نیت خشنودی حقتعالی در طاعت او بکوشد تا جرعه قبول بمدعا بنوشد در سری که درد نیست سفچه به ازاو و کفی که در او جود نیست کفچه به از اومخاطبهٔ یازدهم - در توصیف ذمیمه دنیا و طریقه غیر مستقیمه آن بی بقا و ترک لذات آن علی العمیاو بیزاری از او و مافیهاای عزیز از حال دنیا چه تحقیق می نمائی و از مال این بی بقا چه سؤال می نمائی چه توان گشود زبان را در حق آن چیزی که او را به محنت وآلام بدست آرند و به مشقت تمام نگهدارند و بحسرت و ناکام بگذارندمخاطبهٔ دوازدهم - در هدایت به کار آخرت و دلالت براه دین و اشاره باقامت امر قیامت علی الیقینای عزیز نیت بخیر باید کرد و قطع تعلق از غیر که وقت تنگست و شتاب عمر بیدرنگ